برهان الدين محقق ترمدى
38
معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )
بيند تا قرب نبود قربت نبود قربت را كه بيند ؟ درخت نعمتهاى دنيا هست ) [ 1 ] هر كسى را كى درد دنيا [ 2 ] باشد از آن خورد و درخت ثمرات دينى هست هر كه را درد دين باشد از آن خورد فَكُلِي [ 3 ] وَ اشْرَبِي وَ قَرِّي عَيْناً « 1 » چشم بدين روشنى بدان ثمرات [ 4 ] دنيا و شيرينى دنيا كى شود ؟ قالَتْ يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا « 1 » چون در آن موت حيوة 91 ديد و اگر نه ولادت عيسى چه مناسب باشد با چنين حسرتى و تمنّى و ( بلك از غلبات ذوق گفت كه : « مردن نفس چنين پرذوق بوده است من از آن چرا مىترسيدم كاشكى پيش از اين مرده بودمى و بىننگ و خوار و نسيا منسيّا چون ركوى آلودهء مكروه خلق شدن 92 اين چنين پرحيات و خوشى بوده است كاشكى بيش ازين بودى من از رفتن آبرو چرا مىترسيدم چون چنين خوشى بوده است » شمس اصفهانى 93 وزير رحمة اللّه [ عليه ] گفت اشكالى : « كى اگر بمعنى شادى و خوشى مىگفت اين كاشكى را چرا » جوابش اين بود كه فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلَّا تَحْزَنِي « 2 » يعنى دلتنگى مكن و اندوه بگذار چو او شادى مىكرد چون گفتندش كه : « اندوه مخور » جواب آنك كاشكى گفتن از شادى غم خوردنست از بهر زمان گذشته كه چرا چنين خوش نبود مىفرمايد كى : « اين شادى از آن افزونترست
--> ( 1 ) - اصل : ندارد . ( 2 ) - اصل : در دنيا ( 3 ) - سل : كه كلى ( 4 ) - سل : ثمرهء ( 1 ) - قرآن كريم ، مريم / 26 ، 23 ( 2 ) - قرآن كريم ، مريم / 24